فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
244
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
از جمله آنكه پيوسته همّت عالى بر آن معطوف مىبود كه غنچهء گلبن ( 127 - پ ) چمن سلطنت و اقتدار ، فرزند اعزّ ارجمند كامكار معين الدّولة و الدّنيا و الدّين ، مظفر حسين بهادر را كه در بوستان امّيد نهال دولتش به آب سرچشمهء احسان پرورش يافته و از جبين مبينش آثار سعادت تافته است ، يكى از مخدّرات حجلهء عصمت و مستورات تتق عفّت در حوزهء ازدواج و مسند سرير كيانى دواج درآيد ، تا فروغ مشاعل آن جشن سپهر تزيين تابش چهرهء مراد و بينش ديدهء اعتقاد را مؤرّث [ و ] باعث گردد ، تا در اين ولا به موجب [ انّ « 1 » ] الامور مرهونة باوقاتها ، يكى از معصومات پردهء سلطنت را كه در حقيقت او نيز چون فرزند مشار اليه گوشهء جگر و نور بصر بود ، در عقدهء عقد بختيارى آن عزيز فرزند درآورده ، جشنى چون صحن مرغزار جنان و فضاى روضهء رضوان ترتيب كرده آمد « 2 » و چند گاه بلكه چند ماه ، ساحت باغ زاغان را مطاف ارباب سور و سرور و مجمع اهل سير و حضور ساخته ، صداى نداى كاميابى به سطح فلك سيمابى رسانيده گشت . و چون بر حسب مقدمهء سابقه ، اين نوع اخبار را موجب مسرّت خاطر مبارك مىدانست ، معتمد الخواصّ نظام الدّين عاشق محمّد ارغوان را به رسم رسالت مع ساچق « 3 » طوى آن عزيز فرزند بدان صوب فرستاده « 4 » . مترقّب آنكه پيوسته اعلام توارد احوال سانحه و تعاقب اوضاع وارده را در ضمن مكاتبهء شوقانگيز و مراسلهء ( 128 - ر ) صدقآميز لازم شمرند . به زيادتى اطناب ارتكاب ننمود ظلّ ظليل [ حشمت و كامرانى ] ممدود و مبسوط باد و السّلام . چون امير نظام الدّين عاشق محمّد « 5 » رسول خراسان به عزّ مجلس همايون سرافراز شد و پيشكش و ساچق « 6 » عزّ قبول يافت ، امر عالى نافذ شد كه اين بنده جواب آن درج بلاغت را مرقوم سازد و عروس مقصود را در حليهء بيان صورت طرازد . هر آينه اين شكسته بسته كه منقول مىشود ، مكتوب شد .
--> ( 1 ) . PF : ندارد ؛ از K افزوده شد . ( 2 ) . K : آيد . ( 3 ) . P : صاچق ، K : ساچيق . ( 4 ) . PF : فرستاده شد . ( 5 ) . K : محمد + ارغون . ( 6 ) . P : صاچوق .